قطره باران

یک قطره از آسمان بیکران ایزدی و دیگر هیچ !

143

یکی هم بود همش می‌ترسید از لبه پشت‌بوم بیفته.
اینقد عقب‌عقبی رفت که از اون‌ورش آویزون شده، داره میفته.

بدبخت کسی رو هم نداره دستشُ بگیره، بکشوندش بالا، نذاره بیفته:|

ای‌بابا!

۹۰/۱۰/۲۱

1 دیدگاه »

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 138 مشترک دیگر بپیوندید