قطره باران

یک قطره از آسمان بیکران ایزدی و دیگر هیچ !

بی بارونی!

دیشب خواب بودم . یعنی داشت خوابم می برد که صدای تق تقی از توی حیاط توجهم رو جلب کرد .
گوشامو تیز کردم تا ببینم صدای چیه .
صدای قطرات بارون بود که به ایرانیت ها می خورد .
چقد با بارون بیگانه شدیم که با شنیدن صداش ، باید یه کم فکر کنیم تا بفهمیم صدای چیه .

هم متعجب شدم از اینکه داره بارون میاد ، هم کلی ذوق کردم .
یعنی ببین کارمون به کجا رسیده که بارش بارون ، اونم تو دلِ زمستون ، برامون به اندازه بارش ِ شهاب سنگ غافلگیر کننده و عجیبه !!!!!
ای خدا !!!
شُکرت !

پ.ن :دیشب خیلی دلم می خواست بلند بشم و برم از پشت پنجره بارون رو تماشا کنم .
ولی تمام تنم غرقِ خواب بود ؛
بجز گوش ها و قلب و عقلم .

من تنها با گوش هام صدای قطره هایِ بارون رو می شنیدم ،
و با قلبم لذتشو می بردم ،
و با عقلم (ذهنم) فکر می کردم و این اراجیف و یه سری اراجیف دیگه رو سر هم می کردم
تا خوابم ببره .
15/10/89

2 دیدگاه‌ها »

پاييزانه

حال ِ منو اگه مي پرسي ، خوبم .
چرا بايد بد باشم ؟!

اصلا همين كه هوا رو به سرما مي ره .
همين كه يه نسيمِ خنكي ، گونه هامو نوازش ميده .
همين كه باد ، برگ‌ها رو اين‌ور ، اون‌ور ميكنه .
همين كه يه نمِ بارون ميزنه تو چشام و با اشكام قاتي ميشه .
همين كه تابش خورشيد خانوم ، كمرنگ ميشه .
همين كه شب ها طولاني تر ميشه .
همين كه ساعت ها يه ساعت به عقب كشيده ميشه .
همين كه چشممان به جمال انار و نارنگي هاي سبز رنگ روشن ميشه.
اصلا همين كه پاييز ميشه
و ماهِ مهر شروع ميشه؛
حال ِ منم خوب ميشه .
خوب ِ خوب .

حالا تو ميخواي باور بكني ، ميخواي نكني .
حتي اگه خودم هم باور نكنم ،‌بازم مهم نيست .

مهم اينه كه پاييز اومده و حالمون هم خوب ِ خوبه :)

1/7/89

6 دیدگاه‌ها »

زیر باران باید رفت !!

از روی عمد ، سوار ِ اتوبوس یه خط دیگه میشم تا بتونم توی این هوای بهاری ، یه ربعی پیاده بروم .
از روی سهو ، یه ایستگاه اشتباهی پیاده میشم و یه ربعِ دیگه به پیاده روی ام اضافه می کنم .
حالا دو ربع ساعت وقت دارم تا توی کوچه های خیس و نم زده ، زیر این بارونِ قشنگِ بهاری که هر لحظه بر شدتش افزوده میشه ، قدم بزنم و باهات خلوت کنم و بهت بگم :


    یا اللهُ یا اللهُ یا الله
    یا رحمنُ یا رحیم
    یا مقلب القلوب
    ثبت قلوبنا علی دینک
    واکفنا یا قاضی الحاجات
    و یا کافی المهمات
    انک علی کل شی ءٍ قدیر

31/1/89

بدون دیدگاه »

من زمینی شده ام !!

آخه چطوری تونستم ؟!
چطوری تونستم از اونجای خوبی که بودم دل بکنم و جدا بشوم و عوضش بیام به این مکان پستی که الان تویش هستم ؟!!
آخه چطوری تونستم از اون آسمون زیبا و پهناور دل بکنم و قطره بارون بشم و بیام اینجا و زمینی بشوم ؟!!
آآآآآه خدایااااا!تا حالا اینقدر خودمو ازت دور احساس نکرده بودم .
آخه من چطوری تونستم زمینی بشوم ؟!!
15/11/88

6 دیدگاه‌ها »

مرگ بر سیگار !!

چه حالی میشی وقتی که بعد مدت ها این فرصت بهت دست داده که از خونه بزنی بیرون و یه کمی توی خیابونای شهرت ، ول چرخی کنی ، بعد درست همون روز هم بازم بعد مدت ها آسمون تازه یادش افتاده که زمستونه و باید ابری بشه و بباره و از صبح شروع میکنه به باریدن و پاک کردن چرک های دل ها و تو هم کلی بخاطر این هوای صاف و باحال و پر از اکسیژن ذوق می کنی ، مخصوصا وقتی که تازه پاتو از مترو میذاری بیرون و میبینی که بارون شدت گرفته و خوشحالی که حالا توی خیابون و زیر آسمون بی سقفی و می تونی یه دلِ سیر خیس بشی و از این هوا لذت ببری و ریه هاتو پر کنی از هوای پاک ، ولی همین که دهنتو وا می کنی تا هوای خوب بفرستی داخلش ، میبینی که اون یارو که جلوت داره راه میره ، به محض بیرون اومدن از مترو ، سیگارشو روشن کرده و داره دودشو میفرسته به حلقوم تو !!!!!!
واقعا اون موقع چه حالی می شی ؟!!
لعنت به هرچی سیگار و سیگاریه
5/11/88

1 دیدگاه »

رعد و برقم آرزوست …

دلم یه جیغ و فریاد گنده میخواد .
دلم یه بغض ترکیده و یه گریه ی زیاد میخواد .
دلم یه رعد و برق پرسر و صدا و بعدش هم شر شر بارون میخواد ،
یه بارونی که اینقدر از آسمون بباره و بباره که سیل جاری بشه رو زمین .
یه بارون سیل آسای دونه درشت !!

آسمون دلم خیلی وقته که گرفته و ابریه .
پاییز شد و بارون بارید.
پاییز تموم شد ولی دل من هنوز سیراب نشده . هنوزم چشم انتظار بارونه .

نه ، دیگه کار به بارون درست نمیشه . از این سکوت خسته شدم .
دلم یه جیغ و فریاد گنده می خواد … یه رعد و برق پرسر و صدا …
88/10/2

2 دیدگاه‌ها »

ب بسم الله

بسم الله الرحمن الرحیم

امروز روز بیست و هفتم آبان ماه سال یکهزار و سیصد و هشتاد و هشت هجری شمسی

شب اول ماه ذی الحجه سال یکهزار و چهارصد و سی هجری قمری

در یک شب بارانی پاییزی ، با نام و یاد خدا آغاز کردم یک قطره از باران را

(البته بنا به دلایل فنی مجبورم با دو روز تاخیر این پست را قرار دهم !)

بدون دیدگاه »

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 138 مشترک دیگر بپیوندید