قطره باران

یک قطره از آسمان بیکران ایزدی و دیگر هیچ !

کتاب‌خوانی-۳

قافله عشق در سفر تاریخ است و این تفسیری است بر آن‌چه فرمونده‌اند:
کُل یومٍ عاشورا و کل ارضٍ کربلا …
این سخنی است که پشت شیطان را می‌لرزاند و یاران حق را به فَیضان دائم رحمت او امیدوار می‌سازد.

… و تو، ای آن‌که در سال شصت‌ویکم هجری هنوز در ذخایرِ تقدیر نهفته بوده‌ای و اکنون، در این دوران جاهلیت ثانی وعصر توبه بشریت، پای به سیاره زمین نهاده‌ای، نومید مشو،
که تو را نیز عاشورایی است و کربلایی، مطالعه ادامهٔ این نوشته »

بدون دیدگاه »

اللهُ نورُ السماواتُ و الارض …

پیش‌نوشت:یه مقدار طولانیه ،ولی فک میکنم ارزش خوندشُ داشته باشه.

بغضُ احساس مي كني .
سعي مي كني فروبخوري‌ش .
ولي نمي‌توني.
هميشه همراهته.
ته گلويت مي‌سوزه و راهِ تنفست مسدود شده.
آه …
به سختي نفس مي‌كشي ،آه مي‌كشي .
مطالعه ادامهٔ این نوشته »

بدون دیدگاه »

واقعا چقد خدا رو قبول داری ؟؟

یه چیزی اینجا ، درون سینه ام داره می سوزه ، داره آتیش میگیره !
نمی دانم ، شاید از عذاب وجدان باشه ، شاید !
مطالعه ادامهٔ این نوشته »

4 دیدگاه‌ها »

من زمینی شده ام !!

آخه چطوری تونستم ؟!
چطوری تونستم از اونجای خوبی که بودم دل بکنم و جدا بشوم و عوضش بیام به این مکان پستی که الان تویش هستم ؟!!
آخه چطوری تونستم از اون آسمون زیبا و پهناور دل بکنم و قطره بارون بشم و بیام اینجا و زمینی بشوم ؟!!
آآآآآه خدایااااا!تا حالا اینقدر خودمو ازت دور احساس نکرده بودم .
آخه من چطوری تونستم زمینی بشوم ؟!!
15/11/88

6 دیدگاه‌ها »

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 138 مشترک دیگر بپیوندید