قطره باران

یک قطره از آسمان بیکران ایزدی و دیگر هیچ !

۱۶۰

یک چیزی که اغلب در فیلم و سریال‌ها می‌بینم و خوشم میاد ازش و در عین حال اذیتم میکند اینه:
چه فرصت خوبی دارند برای دیدن و شناختن همدیگه،
برای عاشق شدن،
برای سنجش اینکه احساسشون چقدر درست و واقعیِ یا نه پوچ و سطحیِ،
برای صحبت کردن در مورد احساسات‌شون نسبت به همدیگه،
برای ابراز احساسات‌شون،
برای ثابت کردن خودشون ،
برای جبران اشتباهات‌شون
برای …
برای همه‌چی درواقع!

پ.ن: بعله! می‌دونم.اینا همش فیلمِ.

۹۰/۱۲/۶

5 دیدگاه‌ها »

فیلم‌خوانی-۱

ما جامعه بیرونی خودمان را نقد می‌کنیم و از یک سری عیب‌های آن دائما حرف می‌زنیم، ولی وقتی داخل خانه می‌آییم، همان جامعه را در خانه خودمان برگزار می‌کنیم. همان محدودیت‌های جامعه را در خانه خودمان برقرار می ‌کنیم. شرایطی را به وجود می‌آوریم که به یکدیگر امکان حرف زدن نمی‌دهیم.امکان نقد به هم نمی‌دهیم.
ولی وقتی از خانه بیرون می‌آییم به جامعه بزرگ‌مان انتقاد می‌کنیم که نمی‌گذارند حرف‌مان را بزنیم، نمی‌گذارند انتقاد کنیم، نمی‌گذارند حرف همدیگر را بشنویم.
همه ما که این جامعه بزرگ را نقد می‌کنیم معادلش را در خانه خودمان می‌سازیم.

مازیار میری در گفت‌وگو درباره فیلم «سعادت‌آباد«/مجله فیلم/شماره۴۳۴/شماره ویژه پائیز، آبان۹۰

۹۰/۹/۱۸

3 دیدگاه‌ها »

من از نارفيقانه بودن ميترسم

با کوچه آواز رفتن نيست
فانوسِ رفاقت روشن نيست

نترس از هجوم حضورم
چيزى جز تنهايى با من نيست

وقتى تو نباشى، من به من مشكوكم
به هر گل، به هر سايه‌روشن مشكوكم

مشكوكم، به اشكِ كبوتر، مشكوكم
مشكوكم به خواب خاكستر مشكوكم
مطالعه ادامهٔ این نوشته »

بدون دیدگاه »

آرزوهای کوچک-8

آرزو دارم …
وقتی دارم با آهنگ تیتراژ آخر فیلمی حال می کنم
یا منتظرم ببینم تولید چه سالیه،
قطع نشه که پیام بازرگانی پخش بشه.

2 دیدگاه‌ها »

آرزوهای کوچک-5

آرزو دارم …
اول همه‌ی فیلم‌هایی که تو مجله‌فیلم حرفی ازش زده شده رو ببینم ، بعد خودِ مجله رو بخونم.

بدون دیدگاه »

آرزوهای کوچک-3

آرزو دارم …
همه‌ی فیلم‌های «روبرت دنیرو» رو ببینم.
و ایضن خیلیای دیگه.

بدون دیدگاه »

جدایی اشک از لبخند

داشتم فکر می کردم چرا اونقدر که باید سرِ فیلم «جدایی نادر از سیمین» اشک نریختم .
هرچند اون روزایی که رفتم فیلمو دیدم ،به حدی داغون بودم که بی هیچ حرف و بهونه ای میتونستم ساعت ها اشک بریزم .
اصن بخاطر همون حالِ خرابم میخواستم قید دیدنش رو بزنم.
میدونستم که با دیدن فیلم ،حالم بهتر نمیشه.
نگران بودم که حالِ خرابم ،حس لذت بردن از فیلم رو خراب کنه.
مطالعه ادامهٔ این نوشته »

3 دیدگاه‌ها »

دل شدگان

ما دل‌شدگان خسرو شيرين پناهيم

ما كشته آن مه رخ خورشيد كلاهيم

ما از دو جهان ، غير تو اي عشق نخواهيم

صد شور نهان با ما تاب و تب جان با ما

در اين سر بي سامان غم هاي جهان با ما

***

با ساز و ني با جام مي با یاد وي

شوري دگر اندازيم در ميكده جان

جمع مستان غزلخوانيم همه مستان سراندازيم

سراندازيم سرافرازيم

جز اين هنر ندانيم كه هر چه مي توانيم

غم از دلها براندازيم براندازيم

***

ما دل‌شدگان خسرو شيرين پناهيم

ما از دو جهان غير تو اي عشق نخواهيم

صد شور نهان با ما تاب و تب جان با ما

در اين سر بي سامان غم هاي جهان با ما

    پ.ن1 :این روزا این شعر رو زمزمه می کنم .
    با صدای استاد شجریان.

    مطالعه ادامهٔ این نوشته »

بدون دیدگاه »

برخیز که شور محشر آمد / کاین قصه ز سوز جگر آمد

چه حال خوبی به آدم میده ، خوندن «زیارت عاشورا» بعد ِ دیدن «مختارنامه» !
یه جور حس سبکی و آرامش !
وقتی زبونت همراه تک تک سلول های وجودت میگه :» فلعن الله امه اسست اساس الظلم و الجور علیکم اهل البیت » مطالعه ادامهٔ این نوشته »

8 دیدگاه‌ها »

ناگهان ، چه زود دير مي‌شود!

هشتم آبان 86 بود . مطالعه ادامهٔ این نوشته »

11 دیدگاه‌ها »

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 138 مشترک دیگر بپیوندید